سلام دیروز یکی دیگه ازدوستان خوبمان رفت حیف شد نیما هم رفت 

من وقتی خبر دارشدم باورنکردم ولی وقتی مطمئن شدم خیلی بهم ریختم

شماهمم نظرتون روبنویسدتابه یادش باشیم 


+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم دی ۱۳۹۱ساعت 11:51  توسط امیرحسین  | 
لطفا در ادامه این مطلع مطلالب مرتبط بنویسید تا شب عاشورا به صورت متنی کامل منتشر شود

این خبر رابرسانید به کنعانیان                 بوی پیراهن یوسف می آید


+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان ۱۳۹۱ساعت 20:40  توسط امیرحسین  | 
محرم وصفر زمان بالیدن است نه فقط نالیدن .بساطش آموزه است نه موزه 

تمرین خوب  نگریستن است نه خوب گریستن نمادشعورمذهب است نه فقط شور مذهب.

تلنگری دگر!!!!

حسین رامنتظرانش کشتند!!!!

منتظران مهدی به هوش باشید.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان ۱۳۹۱ساعت 19:7  توسط امیرحسین  | 
جالبه تو سطح شهرکه جابه جا می شم میبینم همه جاپراز بیرقهای مشکی عزای امام حسینه 

اما جالبتر اینه که تو همین شهر شب اول محرم که توهیت ها دارن روضه ی  حر میخونن مجالس عروسی به پا  میشه اونم با عروس کشون !!!!!!!!!!

راستی ادم  کدوم یکی روباورکنه ؟

قبول دارین همه کارامون رنگ بوی تجملات وریا گرفته ؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان ۱۳۹۱ساعت 16:0  توسط امیرحسین  | 
خداوندا مرااز!

یزیدیانی قراربده که چون حر باریسمانتفکربسوی سفینه نجات چنگ زددندورستگارشدند.                      نه ازآن

حسینیانی که باخنجرجهل  هل من ناصرینصرنی امامشان راسربریدندوزیانکارترین انسانها شدند.

                                                                                                  التماس دعا

                                                                  برگرفته ازدلنوشته های دوست عزیزم فرزاد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۱ساعت 0:33  توسط امیرحسین  | 
سلام به همه ی دوستان عزیز   امروز بازم باختیم ویه عده توورزشگاه دادزدن ^کفاشیان حیا کن  ....وبازم رییس به دوربین ها لبخند زد وما باز هم به جام جهانی نمیریم واقعا حیف این همه بودجه که تواین فوتبال هزینه میشه 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۱ساعت 0:12  توسط امیرحسین  | 
سلام به همه

هرچه قدر خواستم از امروز بگذرم ودرموردش چیزی ننویسم نشد
آخه امشب میتونه شب سرنوشت سازی برامون باشه بیاید امشب فیس بوک وچت وبلاگفاو پی اس رو بیخیال شیم .لااقل یه ساعت واسه خودمون با خودمون تنها باشیم بیایم امشب بجای اینکه بگیم "خدایا اگه کاربدی کردم منو ببخش "ازخدا بخوایم که"""هرکاری که تاحالا کردیم ببخشه""

اینجوری بهتر نیست؟؟؟؟؟

                                            التماس دعا یا حق

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد ۱۳۹۱ساعت 15:15  توسط امیرحسین  | 
سلام

بازم ماه رجب اومد ماه رجب ماه بهترین پدردنیا

بازم ماه رجب اومد ماه اعتکاف بهترین خانواده ی دنیا

بازم ماه رجب اومد ماهی که یکی از بهترین شبهای سال رو در خودش جا داده

بازم شب آرزوها اومد راستی توشب آرزوها از دعا برای فرج یادتون نره

  ازدعا برای مریضا  دعا برای جونا دعا برای پدر مادرا دعا برای همه ی مردم دنیا 

                                                                      ازمنم فراموش نکنید                      (اولین ۵شنبه شب ماه رجب" شب آرزوها"ست)

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد ۱۳۹۱ساعت 16:18  توسط امیرحسین  | 
باسلام امروز یه پیام برام اومد که شاید بد نباشه شما هم اونو بخونید .این پیام رو دوستم فرزاد برام فرستاده که از دل نوشته های خودشه ....

فرزاد میگه :

واقعافکرشوکردید؟؟؟!!!

ما قبل ازتولدمان میلیونها سال" نبوده ایم "

بعدازتولدمان اندکی "هستیم"وبعدش هم بازمیلیونهاسال"نخواهیم بود"و"نیستیم"

راستی بین این میلیونها سال "نبود"و"نیست"چه"هست" کم وناچیزی داریم.

واقعافکرشوکردید؟؟؟!!!(فرزاد جاودانی)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد ۱۳۹۱ساعت 15:26  توسط امیرحسین  | 
سلام من چند ماهی نبودم خیلی دلم براتون تنگ شده بود.تو این چندماه اتفاقات جالبی برام افتاده که دوست دارم همه روبراتون بنویسم دعا کنید این این دفعه جندماه طول نکشه !راستی درموردسایت شدن چه اطلاعاتی دارین ؟مشیه راهنماییم کنید منتظرم

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۰ساعت 10:0  توسط امیرحسین  | 
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۰ساعت 10:29  توسط امیرحسین  | 
سلام ازسفرم برگشتم ولی واقعا وقت ندارم بنویسم سعی میکنم حتما درموردسفرم بنویسم ازهمه مهمتر بایک دوست خوب به نام محمد که اهل شیرازبود اشنا شدم رفتیم رستوران پایاب امیرعبداله حبیبی خوندجاتون خیلی خالی بود شما بگین ازکجاش براتون بنویسم
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم خرداد ۱۳۹۰ساعت 19:22  توسط امیرحسین  | 
اگه تصمیمت روبرای دوستی گرفتی من نمی تونم کمکت کنم ولی به شما به عنوان یک دوست پیشنهاد می کنم بروجلو وحرفت روبزن اما فکر کنم این پیشنهاد یک دوست ناباب باشه پس خوب فکرهاتو بکن
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم خرداد ۱۳۹۰ساعت 18:57  توسط امیرحسین  | 
جاتان خالی مثل همیشه پروازما تأخیرداره اونم 4.5ساعت بااجازه شما دهانمان صاف شد التماس دعا
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 15:55  توسط امیرحسین  | 
سلام راستش نمی خوام مثل بابا بزرگا بگم نکن اشتباهه گناه داره نه ولی اگه یک رابطه معمولیه که نباید دست ودلت بلرزه حالا اگه میلرزه پس حتمایک خبرایی هست پس بهتره واقعا یک بازنگری تو این رابطه هنوز شکل نگرفته انجام بدی ببین چرا میخوای باهاشحرف بزنی درمورد چی میخوای حرف بزنی و؟... پس یکم فکر کن منتظرجوابتم

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 9:16  توسط امیرحسین  | 
تاحالاشده با این سوال روبروبشین

کی بودsmsداد؟ باکی صحبت میکردی ؟ چراپچ پچ میکردی ؟چرا موبایلت روجواب نمیدی ؟

چه کارمیکنید ؟موضع گیری یا شفاف سازی ؟

به نظرمن بهترین کارممکن شفاف سازیه.اونم بایه لحن محبت آمیز اینجوری هم خیلی زود به نتیجه میرسیم هم باعث میشیم طرف مقابل  هم توجیه بشه هم ازکرده اش پشیمون میشه .

یادمون باشه بعدازاین اتفاق طوری برخورد نکنیم که انگار ما همیشه همه کارمون درسته وطرفمون همیشه اشتباه میکنه یعنی بهتره اصلا به روش نیاریم .

به  امیدروزی که  همه به هم اطمینان داشته باشن

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 10:23  توسط امیرحسین  | 
باسلام .اول از همه شمایی که اولین پیام روبرام فرستادین ممنونم .امیدوارم که هرچه زودتربه هدفم که تبادل تجربه های زندگی واقعی هست برسم واز همه میخوام کمکم کنن
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 11:51  توسط امیرحسین  | 
سلام تاحالاشده احساس کنید داره به شما کم توجهی می شه ؟   چه کارکردین!!!!!

میدونین بهترین کارچیه ؟بهتره یک تغییرکوچیک تورفتارتون بدین اما نه خیلی محسوس .حالامنتظر عکس العمل باشید .اگه زودمتوجه شد شماروخیلی دوست داره .اگه متوجه شد وبروش نیاورد ازیه چیزی دلخوره .اگه متوجه نشد حتما توارتباطتون تجدید نظر کنید.فعلا خداحافظ 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 10:21  توسط امیرحسین  | 
سلام امروز بعداز۱۰سال تازه فهمیدم اینکه میگه عاشقتم یعنی چی وقتی صبح باتمام خستگی که داشت(آخه اونم کارمنده)ساعت ۵صبح بلندشدبرام غذای موردعلاقه ام رودرست کرد.مطمئنم هیچ وقت مزه اش روفرموش نمی کنم .راستی

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 17:1  توسط امیرحسین  | 
سلام مااومدیم  امیدوارم که بدردتون بخوریم

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 8:37  توسط امیرحسین  |